يكي از مهمترين پيامدهاي جهاني شدن، افزايش رقابتدرسطح بين المللي اقتصاد است. زيرا در اين شرايط، همواره با كاهش هزينههاي حمل ونقل، رشد حيرت انگيز فناوري اطلاعات و گسترش روزافزون تجارتالكترونيك و به حداقل رسيدن محدوديتهاي جغرافيايي و رشد رقابت مواجهخواهيم بود كه درنتيجه كارايي اقتصاد بين المللي افزايش خواهديافت. در اينميان مي توان گفت مهمترين پيامد جهاني شدن بر اقتصاد كشورها رشد تجارتالكترونيك است

كه عناصر آن بازار الكترونيك، تبادل الكترونيك دادهو تجارت اينترنتي هستند كه مبين ارتباط تنگاتنگ بين فناوري اطلاعات وارتباطات با فرايندهاي بازار ومديريت است. بنابراين، براي باقي ماندنمديران در عرصه رقابتهاي اقتصادي بايد ابزارهاي مختلف اطلاعاتي و ارتباطيبا ديدي روشن و طبق نيازهاي سازمان تامين و راه اندازي شوند. درنهايت آنچهدر راستاي تجارت الكترونيك براي مديران داراي اهميت است بسترسازي مطلوببراي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در ساختار سازماني توأم با شناختكافي و نگرش مثبت مديران به ضرورتهاي حضور اين پديده در روند فعاليتهايسازمان است.
مقدمه
جهاني شدن پديدهاي است كه بروز آن در عصر حاضرموجب تغيير و تحولات بسياري در زمينههاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگيو سياسي در عرصه بينالمللي شده و كشورهاي بسياري را به چالش كشاندهاست.به طوري كه بيشك مهمترين و بارزترين وجه تمايز اقتصاد امروز و ديروزجهاني شدن است. جهاني شدن براي بيماريهاي اقتصادي جهان تجويز شده وچنين ادعا ميشود؛ كه جريان آزاد سرمايه، نيروي كار، كالا و اطلاعاتبدون دخالت دولت و ديگر شكلهاي مداخله، تنها راه رسيدن به سعادتجهاني است (چنج، 1999، 225).
در دوران كاپيتاليسم، بازرگانان ناچاربودند، كه كل سرمايه تجاري خود را به دور و نزديك ببرند؛ زيرا بدونوسعت دادن به حوزه فعاليتشان، در رقابت نابود ميشدند. يك شكلابتدايي جهانيشدن كه امپرياليسم بازرگاني ناميده ميشد؛ شروع بهپيوند اقتصاد بخشهاي مختلف جهان به يكديگر كرد(پيپلس، 1999، 99).
امروزهتعاريف متفاوتي از مفهوم و واژه جهاني شدن عنوان گرديده است. گروهي از آنبه عنوان يك مفهوم عام يعني درهم ادغام شدن بازارهاي جهان در زمينههايتجارت، سرمايهگذاري مستقيم و جابه جايي و انتقال سرمايه، نيروي كار وفرهنگ در چارچوب نظام سرمايهداري آزاد بازار و نهايتاً سر فرود آوردن دربرابر قدرتهاي جهاني بازار ياد ميكنند. گروه ديگري از آن بهعنوان پيروزينظام سرمايهداري در جهان نام ميبرند. و گروهي از آن بهعنوان وجودرقابتي بيقيد و شرط در سطح جهان بهگونهاي كه كشورهاي غني را ثروتمندترو كشورهاي فقير را فقيرتر ميكند ياد كردهاند.
گروهي هم از آن بهعنوان عصر تحول عميق سرمايهداري براي همه انسانها نام بردهاند.
بااين همه بايد عنوان كرد كه جهاني شدن از نظر تمامي اين گروهها، حول محوريك مفهوم است و آن اين است كه اين مفهوم بيانگر يك روند مستمر و مداومپيرامون رقابت ميان قدرتهاي بزرگ، نوآوري، تكنولوژيك، جهاني شدن توليد ومبادله و بهمعناي نوگرايي (مدرنيسم) است.
اما به هر حال بايد گفت:آنچه از نظر مفاهيم تئوريك به اين پديده اطلاق گرديده است، با آن چيزي كهامروزه با آن در صحنه بينالمللي مواجه هستيم تفاوتهاي بسيار دارد، همانطور كه در ادبيات موضوع طرح گرديدهاست، از جهاني شدن بهعنوان، بهاستقبال يك جهان رفتن، آشنا شدن با فرهنگهاي ديگر و احترام گذاشتن به آراو نظريههاي ديگران ياد گرديده است. اما روند تحول جديدي كه در دنيايامروز در قالب يك بازانديشي و نظام جديد تعريف مي شود. مفهومي تحت عنوانجهانگرايي است كه به معناي نفي ديگران و نفوذ در فرهنگهاي ديگر در محلبرخورد ايدئولوژيها است. در علم معاني بيان، جهاني شدن فرايند كوتاه كردنفاصله ها ،تغيير در تجارب زماني و ارائه ماهيت جهاني است. (ريزيوي، 2000)
اينتحول در ابعاد مختلفي در جهان امروز ايجاد گرديده است. در بعد اقتصاديشامل گسترش و يكپارچگي بازارهاي مالي مبادلات تجاري، ايجاد سازمانهاياقتصادي بينالمللي نظير اكو، نفتا، آس آن، اتحاديه پولي كشورهاي اروپايي(يورو)، ادغام شركتهاي بزرگ توليدي (كرايسلر- دايملر)، در بعد سياسي؛ اينتحول با سقوط نظامهاي تماميتخواه و اقتدارگرايانه گرايش به دموكراسي وتكثر (پلوراليسم) سياسي و احترام به حقوق بشر، بوده است، و در بعد فرهنگي؛گرايش به سوي ايجاد فرهنگ جهاني با ارزش و معيارهاي خاص و درنهايت در بعدارتباطات شامل گسترش بيحد و مرز شبكههاي ماهوارهاي و اينترنت دراقصينقاط جهان است.
در بررسي آثار و پيامدهاي جهاني شدن بر اقتصادبايد براين نكته توجه داشت كه؛ جهانيشدن اقتصاد آثار و پيامدهاي متفاوتيرا براي كشورهاي مختلف جهان اعم از توسعه يافته و در حال توسعه داراست.به عبارت سادهتر، علاوه بر تأثير عمومي جهاني شدن بر اقتصاد متناسب باويژگيهاي ساختاري هر يك از گروهها، كشورها پيامد ويژهاي متناسب باساختار اقتصادي آنان را در بر دارد.
از يك نظر كلي و عمده ميتوان آثار عمومي جهاني شدن اقتصاد را به صورت زير عنوان كرد:
1 - افزايش رقابت؛
2 - وابستگي بيشتر اقتصاد كشورها؛
3 - به چالش كشاندن دولتها؛
-4گسترش تقسيم كار بين المللي (دعايي و عالي، 1384، 45)
دراين ميان يكي از مهمترين پيامدهاي جهاني شدن، افزايش رقابت در سطحبينالمللي اقتصاد است، زيرا در اين شرايط، همواره با كاهش هزينههاي حملو نقل، رشد حيرتانگيز فناوري اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الكترونيك وبه حداقل رسيدن محدوديتهاي جغرافيايي و رشد رقابت مواجه هستيم، درنتيجهكارايي اقتصاد بينالمللي افزايش خواهد يافت.در اين ميان مي توان گفتمهمترين پيامد جهاني شدن بر اقتصاد كشورها رشد تجارت الكترونيك است.

تجارت الكترونيك
دردهه هاي اخير سازمانها با شتاب فراواني به سوي بهره گيري از فناوريارتباطات و اطلاعات در زمينه هاي تجاري و بازرگاني رفته اند. درواقع ميتوان علل ورود به تجارت الكترونيك را براي سازمانها چنين برشمرد:
• هزينه سربار بالا؛
• هزينه هاي عملياتي بالا؛
• عدم به كارگيري فناوري رقابتي؛
• پاسخ ندادن به موقع به مشتريان.
(صرافي زاده، 1383) (شكل شماره يك)
درگذشته تجارت نوعا به صورت چهره به چهره بين دو طرف صورت مي گرفت. اما درطول قرنها و دهه ها تجارت روندي پيچيده به خود گرفت. در حال حاضر، درصدبالايي از معاملات تجاري ديگر به صورت چهره به چهره صورت نمي گيرد، بلکهاز طريق تلفن يا پست الكترونيك و با تبادل پولهاي جديد پلاستيکي انجام ميشود. پول سنتي نوعا موردحمايت دولت فدرال بوده و اغلب به شکل کاغذي عرصهمي شود، اما در قرن اخير اشکال ديگري از پول به وجود آمده که عبارتند از :چک ها، کارت هاي اعتباري و ديگر اشکال سفارش پول .
تجارت الکترونيک رامي توان بدينگونه نيز تعريف کرد: خريدوفروش اطلاعات، محصولات وخدمات ازطريق شبکه هاي رايانه اي. ما اين تعريف را تسري داده ومسائل زير را نيز درآن مي گنجانيم: حمايت از کليه اشکال معاملات تجاري از طريق ساختارهايديجيتال و عناصر آن عبارتند از: بازار الكترونيك، تبادل الكترونيك داده وتجارت اينترنتي (صرافي زاده، 1383).
اين تعريف با کاربرد گسترده تري کهبرخي شرکتها از تجارت الکترونيک به عمل مي آورند تطابق دارد. به عنوانمثال، شرکت سيليکون گرافيک، يکي از سازندگان جهاني تجهيزات رايانه ايپيشرفته، از حضور خود در وب به عنوان راهي براي تامين اطلاعات مورد نيازمشتريان خود سود مي برد. (منظور دستيابي به بروشور توليدات و فهرستقيمتهاست.) اين شرکت همچنين از وب به عنوان ابزاربازاريابي (يعني فراهمآوردن امکان تماس مشتريان با دفاتر فروش)، به عنوان مجراي فروش (يعنيسفارش اينترنتي توليدات نرم افزاري) و به عنوان خط درجه يک پشتيباني (يعنيتامين بسته هاي رفع اشکال نرم افزاري و پاسخ به سوالات متداول) استفاده ميکند. مثال ديگر به بانک آمريکا مربوط مي شود. اين بانک امکان نقل و انتقالاطلاعات مالي از طريق اينترنت را فراهم آورده است. اگر از ديدگاه خريدار –فروشنده به مسئله بنگريم ويک مدل چرخه زندگي "life – cycle" به کار ببريم،مي توانيم تجارت الکترونيک را در تمامي مراحل نقل و انتقال تجاري به کارببريم.
تجارت الکترونيک و به تبع ، مدل هاي تجارت الکترونيک اولين باردر اوايل دهه 70 ( ميلادي) ارايه شدند. در اين دوره استفاده از مدل هايتجارت الکترونيک بسيار گران بود و عموم کاربران آن را ، شرکتهاي بزرگ ماليو بانک ها و گاهي شرکتهاي بزرگ صنعتي تشکيل مي دادند.
كاربرد تجارتالكترونيك در اين دوره دشوار بود. به علاوه نياز به سرمايه گذاريهاي سنگينبراي تهيه بستر موردنياز آن لازم بود. لذا محدوده کاربرد آن به موسساتمالي و شرکتهاي بزرگ محدود مي شد.
در مرحله بعد استاندارد تبادلاطلاعات الكترونيك ايجاد شد که تعميمي ازمدل نقل و انتقالات مالي و بانکيبا استفاده از ابزارهاي نوپاي اطلاعاتي، بود. با اين تفاوت که تبادلاطلاعات الكترونيك، امکان استفاده و بهره برداري در ساير انواع مبادلاتتجاري را نيز دارا بود.
تبادل اطلاعات الكترونيك باعث شد تا دامنهکاربرد مدل هاي تجارت الکترونيک ، از محدوده موسسات بزرگ مالي به ابعادوسيعتري گسترش بيابد.
مدل هاي تجارت الكترونيك در اين دوره براي فعاليتهايي نظير رزرو بليت هواپيما و معاملات سهام مورداستفاده قرار گرفتند.
باوجود اين، پياده سازي مدل هاي تجارت الکترونيک بر اساس تبادل اطلاعاتالكترونيك نيز سنگين و هزينه بر بود. نياز به سرمايه گذاري بسيار، برايآموزش پرسنل و تهيه بسترهاي لازم وجود داشت. لذا تنها شرکتهاي بزرگ بودندکه مي توانستند به ايجاد مدل هايي بر اساس آن بپردازند.
در نيمه اولدهه 90 ، اينترنت گسترش بسياري پيدا کرد و به تدريج از حيطه دانشگاهي ونظامي خارج شد و کاربران بسيار زيادي در بين همه افراد جامعه پيدا کرد.گسترش وب سايت جهاني، استانداردها و پروتکل هاي مربوطه از يک طرف باعث جذبهر چه بيشتر کاربران به اينترنت شد و استفاده از ابزارهاي فناوري اطلاعاتدر اين زمينه را عمومي كرد و از طرف ديگر اين امکان را براي شرکتها وموسسات به وجود آورد که به گونه اي آسان و کم هزينه ، به انجام فراينداطلاع رساني بپردازند.
مدل هاي تجارت الکترونيک متنوعي در اين دورهايجاد شده و مورد استفاده قرار گرفتند. تجارت الکترونيک به تدريج رونقگرفت و مدل هاي تجارت الکترونيک به عنوان دسته اي از مدل هاي دنياي تجارت، مطرح شدند.
ايجاد بسترهاي مناسب و ارزان براي تجارت الکترونيک و رشدکاربران اين بسترها از دلايل رشد سريع تجارت الکترونيک در اين دوره بود.رشد فشارهاي رقابتي بين شرکتها نيز از ديگر دلايل توجه شرکتها به مدل هايتجارت الکترونيک بود.
مدل هاي مطرح شده در اين زمان ، مدل هاي تجارتالکترونيک ساده و اوليه بودند. به عبارت ديگر، استفاده از تجارت الکترونيکدر ساده ترين سطح آن انجام مي شد. مشکلات فني و نقايص موجود به علاوهناآشنايي کاربران و شرکتها که مانع سرمايه گذاري آنها مي شد، باعث گرديدتا در اين دوره تنها مدل هاي اوليه تجارت الکترونيک مورد استفاده قرارگيرند. اين مدل ها معمولا فقط به اطلاع رساني به مشتريان خود در مورد شرکتو محصولات آن محدود مي شدند.
به تدريج و با گذر زمان ، شناخت کاربران وشرکتها از مزاياي مدل هاي تجارت الکترونيک افزايش يافت. از طرف ديگر مسايلفني و فناوري مورد استفاده نيز به مرور ارتقا پيدا کردند. در نتيجه اينمسايل، به تدريج مدل هاي تجارت الکترونيک تکامل يافته و مدل هاي جديد وپيچيده تري، ايجاد شده و مورد استفاده قرار گرفتند.
در نيمه دوم دهه 90( ميلادي) کاربران و شرکتها به صورت روزافزوني با نوآوريها و ارتقايفناوري اطلاعاتي به عنوان بستر مدل هاي تجارت الکترونيک روبه رو شدند. دراين دوره يکي از مهمترين تحولات در اينترنت، به عنوان يکي از بسترهايتجارت الکترونيک،رخ داد. اين تحول افزوده شدن قابليت پردازش به مسايلاطلاعاتي بود. وجود قابليت پردازش امکانات زيادي را براي تجارت الکترونيکايجاد كرد و باعث گسترش مدل هاي تجارت الکترونيک و افزايش کارآيي اين مدلها گرديد. در اين دوره مدل هاي تجارت الکترونيک و حجم مبادلات انجام شدهتوسط اين مدل ها به صورت نمايي رشد پيدا کرد.
عموم شرکتهاي بزرگ و موفق که موفقيت خود را مديون مدل هاي تجارت الکترونيکي بوده اند، در نيمه دوم دهه 90 پا به عرصه وجود نهاده اند.
تااواخر دهه 90 ميلادي عموم مدل هاي تجارت الکترونيک با تاکيد بر مصرف کنندهنهايي شکل گرفته بودند و در دسته موسسه براي مشتري (BUSINESS TO CONSUMER)قرار مي گرفتند. ولي به تدريج و با مهيا شدن فرصتها و امکان استفاده جدي،شرکتهاي بزرگ نيز استفاده از مدل هاي تجارت الکترونيک را مناسب و سودآوريافتند. لذا به سرمايه گذاري در مدل هايي پرداختند که به استفاده از اينبستر در ارتباط بين شرکتها ياري مي رسانند و در دسته موسسه براي موسسه(BUSINESS TO BUSINESS) قرار مي گيرند. از اين دوره به بعد مدل هاي موسسهبراي موسسه به لحاظ حجم مبادلات بر مدل هاي موسسه براي مشتري پيشي گرفتند.
سيستم هاي تجارت الکترونيک در اتخاذ استراتژي هاي جديد مديريت مشتريان نقش مهمي دارند، زيرا:
• خريداران و فروشندگان را به طور مستقيم با هم مرتبط مي سازند؛
ازتبادل کامل اطلاعات ديجيتال بين دوطرف پشتيباني مي کنند؛
• در زمان صرفه جويي ومحدوديتها را رفع مي کند؛
• از فعاليتهاي تعاملي بين دوطرف پشتيباني مي کند و بنابراين، مي تواند به طور پويا با رفتار مشتريان منطبق شود.
متخصصانيمانند «مکنزي» با پيشگوييهاي خود اين مسئله راتاييد کرده اند . آنان پيشبيني کرده اند که در سالهاي اوليه قرن بيست ويكم، خريد بدون خروج از خانهارزشي به ميزان 4 تا 5 ميليارد دلار پيدا خواهد کرد.
اخيرا يک شركتمشاوره اي نتايج تحقيقات خوددر مورد نزول صنعت اينترنت در سال 1996رامنتشر کرد. مدعاي آنان اين بود که بسياري از شرکت ها بدون آنکه ابتدا يکاستراتژي مشخص تجاري داشته باشند، شروع به سرمايهگذاري کرده اند. همزمانبا افزايش هزينه هاي حضور اينترنتي در عرصه تجارت، شرکتها وب را ترکخواهند گفت. زيرا آنان نمي توانند براي تداوم حضور خود در وب دليل موجهيبيابند. مامعتقديم که نتايج اين پژوهش تا حدي درست است و بايد قبل ازسرمايه گذاري يک استراتژي مشخص شکل بگيرد. نکته کليدي اين استراتژي آن استکه بخش مربوط به ارزش اين گونه تحليلها را بفهميم. درواقع فناوري هاي مورداستفاده در تجارت الکترونيک محدود به اينترنت و وب نيست. اين دو مطمئنا ازکاربردي ترين ابزارهاي مورد استفاده در سيستم هاي تجارت الکترونيک مشتريانبه شمار مي روند و اغلب در مثالهاي ما مورد استفاده هستند، اما اين وضعيتبا وجود ابزارهاي هوشمند و داده هاي رسانه اي (متن، صدا، تصوير، ويدئوو....) مرتبط با يک شبکه آزاد تغيير خواهد کرد. به همين ترتيب، کيوسک هايرسانه اي و تلويزيون هاي تعاملي نيز به عنوان مجاري تجارت الکترونيک بهکار ما مي آيند.
اگرتجارت الکترونيک را تنها به فروش مستقيم محدودکنيم. اينترنت به عنوان يک مجراي توزيع نمي تواند با ديگرمجاري بازاريابيمستقيم رقابت کند. پول در آوردن ازطريق فروش مستقيم قطعا اولين راه كاستناز فايده تجارت الكترونيك است. با اين وجود راههاي فراوان ديگري نيز براياين کار وجود دارد.
جدول زير مولفه هاي مربوط به ارزش تجاري تجارت الکترونيک را بيان مي کند. (جدول 1)
سهمقوله پيش گفته يعني بهبودبخشي، دگرگوني و بازتعريف سازمان نشانگرميزانتحول درمدل جهاني تجارت يک سازمان و تاثيراين تحول بر حسب نتيجه آن برتجارت است. دگرگون ساختن يک سازمان مستلزم خلاقيت و کار بيشتر و نيز خطرپذيري بيشتر و صرف زمان به گونه اي متفاوت است. قطعا موفقيتهاي حاصلهمتناسب با مرارتهاي بيشتري است که ما تحمل مي کنيم.
بايد توجه داشت کهدر برخي موارد بهبود يک جزء از تجارت ( به عنوان مثال مجراي فروش ) عملابه باز تعريف هسته اصلي تجارت منجر مي شود. بنابراين، مقوله هايي که ماپيشنهاد داديم بايد منعطف، مرتبط با يکديگر و متداخل باشند. درادامه برخيمولفه ها براي ارزش دهي به تجارت ذکر مي شود.
الف - ارتقاي محصولات: تجارت الکترونيک ازطريق برقراري ارتباط مستقيم، مي تواند درارتقاي خدمات و محصولات کمک کند.
اولينفايده تجارت الکترونيک ارائه اطلاعاتي در مورد محصول به مشتريان است. اينکاراز طريق جزوات الکترونيک اينترنتي يا راهنماهاي خريد صورت مي گيرد. اينيک مجراي بازاريابي جديد است که موجب مي شود تا امکان دسترسي به حداکثرتعداد مشتريان فراهم آيد. مزاياي تجارت الکترونيک به عنوان يکي از راههايعرضه اطلاعات مربوط به محصول عبارت است از: دردسترس بودن در طول 24 ساعتشبانه روز و در کليه مکانها، البته اين درصورتي است که مشتري براي دسترسيبه اين اطلاعات از زير ساختهاي مناسب مانند رايانه شخصي، مودم و خدماتاينترنتي برخوردار باشد. مزيت ديگر يک وسيله ارتباطي الکترونيک، تعامليبودن و تطبيق سفارشات با درخواستهاست. راههاي مختلفي براي تبليغ محصولاتبه صورت اينترنتي وجود دارد. مي توان اين کار را بر حسب تقاضاي مشتري ياتغيير محتواي آن برحسب اين تقاضاي ساده سازي يا پيچيده سازي انجام داد.روش ديگر نمايش تعدادي ازمحصولات به يک مشتري خاص، تغيير قيمت (مثلا کاهشآن براي اعضاي يک باشگاه) و مجاز دانستن کارکردهاي جديد در برخي موارد است.
به عنوان مثال يک بازار بزرگ الکترونيک مي تواند رابطه اي گرافيکيمختلفي را براي کاربرهاي گوناگون (کودکان، نوجوانان يا زنان خانه دار)طراحي کند، به گونه اي که اين رابطها متناسب با نيازهاي هر يک ازاينگروههاي سني باشد.
تبليغاتي که درهر صفحه ظاهر مي شود نيزمي تواندمختلف باشد و براي کودکان اسباب بازي، براي جوانان موسيقي و براي زنانخانه دار از جواهرات استفاده شود. اين کار مطابق با روندهاي بازاريابيمانند بازاريابي جزئي يا بازاريابي نفر به نفر است. در اين نوع ازبازاريابي بر مبناي نيازها و خواسته هاي هر شخص براي او پيام خاصي ارسالمي شود و هر مشتري بدين شکل هدف قرار مي گيرد.
در دنيايي که تمايز قايلشدن بين محصولات روز به روزسخت ترمي شود، چرخه حيات نيز در آن روز به روزکوچکتر مي شود. و از آنجا كه مشتريان وقت کمي دارند، تجارت الکترونيک فرصتمناسبي براي عرضه استراتژيهاي ارتقابخش جديد و ارتقاي نامهاي تجاري دراختيار ما مي نهد. درهمين راستا، کيفيت تبليغات مهمترين ارزش براي ارتقايمحصولات است.
ب - مجراي جديد فروش: سيستم هاي تجارت الکترونيک به علتدسترسي مستقيم به مشتريان و جهت گيري دو سويه خود در تبادل اطلاعات مجرايفروش جديد براي محصولات محسوب مي شود.
اگرتجارت الکترونيک و به ويژه وب سايت جهاني را به عنوان مجاري فروش در نظر بگيريم، دو نوع از محصولات اهميت ويژه اي مي يابند.
اولکالاهاي فيزيکي که گاهي درفروشگاههاي متعارف نيز به فروش مي رسند. مثالاين مورد برخي نرم افزارهاي رايانه اي است. چنين محصولاتي را مي توان آگهييا آنها را به صورت اينترنتي سفارش داد.(بهنام، 1382)
دوم محصولاتي که مي توان آنها را از طريق ابزارهاي تجارت الکترونيک نيزعرضه کرد. اين محصولات عبارتند ازاطلاعات يا نرم افزارها.
مثالبراي نوع اول اين محصولات به اصطلاح کاتالوگ هاي الکترونيک مانند شبکهخريد اينترنتي است که در آن تمامي انواع کالاهاي رايانه اي و الکترونيک بهفروش مي رود. اين کاتالوگ ها اطلاعاتي را در مورد محصولات ارائه مي کنند.از سفارش و پرداخت اينترنتي حمايت مي کنند و گاهي اوقات به صورت اينترنتيبه عرضه خدمات پس از فروش مي پردازد. د ربخش دوم (محصولات اطلاعاتي) ابزارتجارت الکترونيک عملا به وسيله اي براي واگذاري اطلاعات مبدل مي شود. مثلايک روزنامه الکترونيک ديگراز کاغذ استفاده نمي کند و مي توان آن را بهصورت کاملا ديجيتالي عرضه کرد. در برخي موارد درعمل هيچ نسخه کاغذي ازيکسرويس وجود ندارد. در مورد نرم افزارها نيز در حا ل حاضر يکي از شرکتهايفروشنده نرم افزار بيش از300 بسته نرم افزاري را به فروش ميرساند که بهصورت ديجيتال قابل عرضه است وچند دقيقه پس ازخريد تحويل مشتري مي شود.
باگسترش فروش آگاهانه محصولات، مقوله بنديهاي جديدي درعرضه محصولات درحالظهوراست. به عنوان مثال، اگر چهار روش در آمد زايي از طريق وب را درنظربگيريم، دو روش آخر به اشکال جديدي از محصولات مربوط مي شوند.
• روش مستقيم (به عنوان مثال، فروش محصولات)؛
• فروش محتوي (به عنوان مثال، فروش اطلاعات)؛
•آگهي دادن (به عنوان نمونه عرضه رايگان اطلاعاتي مانند اخبار يا دفاترراهنما به منظور جلب نظر سايرين و فروش اين اطلاعات به آگهي دهندگان)؛
•انجام معاملات و لينک دادن (به عنوان مثال درنظر گرفتن حق الزحمه اي خاصبراي انجام يک کار مانند فروش اينترنتي بليت هواپيما، يا دريافت هزينهلينک دادن به يک عرضه کننده خدمات، مشابه روشي که در بخش آگهيهاي شرکتهايمختلف انجام مي شود).
ج - صرفه جويي مستقيم: تجارت الکترونيک مي تواندبا استفاده از يک ساختار عمومي مشترک مانند اينترنت و انتقا ل و کاربردمجدد اطلاعات به صورت ديجيتال، هزينه ارائه اطلاعات مذکور به مشتريان راکاهش دهد.
مولفه سوم ارزش تجارت الکترونيک مربوط به فرصتي است کهاستفاده از اين روش براي صرفه جويي در هزينهها در اختيار ما مي نهد. بااستفاده از يک زير ساخت ديجيتال مشترک مانند اينترنت- در مقايسه باساختارهاي فيزيکي- هزينه هاي مربوط به بازاريابي، توزيع و ارائه خدمات پساز فروش به شکل حيرت انگيزي کاهش مييابد.
اگر انتقال اطلاعات، به صورتخودکار و ديجيتال انجام شود، هزينه هاي اشخاص/ تلفن/ پست و چاپ قطعا کاهشخواهد يافت. تاثير اين مسئله بويژه دربخش خدمات مشهود است. د راين بخشهزينه خدمات پس از فروش به مشتريان معمولا ازهزينه توليد محصولات بيشتر ميشود. آنچه مسلم است سيستم هاي تجارت الکترونيک به خاطر سرنوشت آتي خودموجب کاهش چرخه زماني توليد وعرضه خدمات و اطلاعات مي شوند.
در برخيبازارها يا در مورد برخي محصولات توانايي توزيع يا دريافت محصول به فاصلهکوتاهي پس از توليد آن ازاهميت فراواني برخوردار است.
اين مسئله بويژهدرمورد توزيع اطلاعات نيزصادق است كه شركتهاي بزرگ با استفاده از وب و ياپست الكترونيك به توزيع اطلاعات درصدها حوزه گوناگون مي پردازد. هدف ازاينکار کسب اطمينان در مورد حصول به موقع اطلاعات ازسوي تصميم گيرندگاندرشرکتهاي بزرگ است.
مديريت و تجارت الكترونيك
با توجه به آنچه بيانگرديد مديران سازمانها بيش از هر زمان ديگري نيازمند به ابزارهاي اطلاعاتيو ارتباطي در عرصه رقابتهاي تجاري هستند، زيرا كاهش برتري رقابتي يكي ازمهمترين عواقب ناهماهنگي با فناوري اطلاعات است. (لوكاس، 2000، 6) چالشجهاني ايجاد شده در عرصه مديريت که با ظهور پديده فناوري اطلاعات وارتباطات رنگ و جلوه اي ديگر گرفته است مهمترين و شايد اثر گذارترين دستيافته بشر در طول چند قرن اخير است تا جايي که مهمترين کالاي تجاري قرنحاضر را «اطلاعات» معرفي کرده اند.
تاثير مستقيم و غير مستقيم فناورياطلاعات و ارتباطات در کليه ساختار ها و سطوح زندگي عادي مردم و نفوذ وتوسعه ابزارهاي اين پديده عصر جديد در پيچيده ترين فعاليتها، موثرترينعامل در راه توسعه تکنولوژيک و به تَبع آن اطلاعاتي بشر بوده است.ظرفيتهاي بالقوه فناوري اطلاعات و ارتباطات مديران پيشرو را مجاب مي کندتا با نگرشي عميق برابزارهاي اين پديده جهان شمول قابليتهاي بالقوه سازمانخود را به مَنصه ظهور برسانند. با اين ديدگاه سعي مي شود تا با نگاهيگسترده زمينه هاي بستر سازي فناوري اطلاعات و ارتباطات و کارکردهاي آن درتحولات درون سازماني و ارتباطات برون سازماني مورد بررسي و تحليل قرارگيرد.
مديران پيشرو هميشه به دنبال فناوريهايي هستند که جريان کار راتسريع و تسهيل مي کند. در واقع مديران براي ايجاد ارتباطات موثر مابينسطوح طولي و عرضي سازمان همچنين ساده کردن جريان امور براي جمع آوري وراهبرد مناسب اطلاعات مرتبط با حوزه فعاليت سازمان خود، ناگزير از شناختظرفيتهاي موجود سازمان خود و نياز سنجي ظرفيتهاي تکميلي هستند. استفاده ازقدرت اثر فناوري اطلاعات و ارتباطات در هدايت سازمان براي پيشتازي درمقابل رقبا امري ضروري و اساسي است. فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي بسيارياز عمليات مربوط به سازمان مانند سيستم ها و جريان اتوماسيون را به انجاممي رسانند.
بدون شک بايد گفت که فناوري اطلاعات و ارتباطات موجب تقويتتواناييها و خلاقيتهاي مديران پيشرو مي شود. با اين نگرش يک مدير وکارمندان او وقتي ابزارهاي ارتباطي و اطلاعاتي را به ساختار سازمان خودتزريق شدند مي توانند به جاي سخت کارکردن سريعترو با دقت تر از قبلکارکنند ضمن اينکه مدير مي تواند نظارت و مديريت غير متمرکز را تجربه کند.با توجه به اينکه هدف غايي هر رابطه کاري دستيابي به سود تجاري است ميتوان گفت که ارتباط کمي و کيفي با مشتريان با استفاده از اين ابزارهاگسترش و هزينه هاي جاري و حتي سرمايه اي و امکان سنجي نيز کاهش مي يابد.
يکياز مهمترين شاخصه هاي شناخت درست فناوري اطلاعات و ارتباطات توسط مديراناستفاده يا ايجاد سيستمهاي کارامد در ساختار سازمان است. با توجه بهاينکه هر يک از ابزارهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات که منطبق بر سيستم هايمديريتي باشند مي توانند در بهبود و يا ايجاد نقص در شيوه مديريت و ارتباطبا مخاطبان سازمان موثر باشند بنابراين، در تغيير سيستم هاي دستي بهامكانات فناوري اطلاعات عوامل زيادي موثر هستند من جمله تعهد مديريت،داشتن تجربه از فناوري اطلاعات، رضايت كاربران و ميزان تغييرات محيطي است(صرافي زاده، 1383)، همچنين به جاست كه در گزينش سيستم هاي مذكور:
1 - ??عملکرد سيستم براي مخاطبان سازمان روشن باشد؛
2 -? استفاده کاربران را تسريع و تسهيل شود؛
3 -? از انعطاف پذيري بالايي در قبال تحولات تکنولوژيک و يا ساختاري برخوردار باشد.
بااين توضيح مي توان گفت به واقع مديري موفق خواهد بود که فناوريهاي ارتباطيو اطلاعاتي را منطبق بر نيازهاي سازمان خود طراحي و يا انتخاب کند. در اينصورت در هنگام ارائه خدمات سازمان خود به مخاطبان و مشتريان قادر خواهدبود نيازها ي مشتريان را نيز در تدارک سيستم ها لحاظ کند. به طور مثالاستفاده از دستگاههاي خودپرداز بانکي اين نياز را مي طلبد که آموزش وفرهنگ سازي لازم براي اشاعه اطلاعات در مورد استفاده از کارت هاي اعتباريگسترش يابد. در استفاده از ابزارهاي فناوري ارتباطات و اطلاعات به مديرا نتوصيه مي شود در تعيين ابزارها انتخابگر باشند و با مطالعه اي فراگيردرباره همه ابزارهاي موجود اين فناوري آن دسته اي را مورد گزينش و استفاده قرار دهند که سبب ايجاد تسهيلات بيشتري در امور اجرايي مي شود.صرفه جويي در زمان را به همراه دارد و موجب کاهش هزينه ها و يا افزايشدرآمدها مي شود. براي معرفي نمونه اي از اين سيستم ها مي توان به سيستمهاي تجارت الکترونيک(براي خريد و فروشهاي اينترنتي) و شبکه هاي محلي و ياسايت هاي اختصاصي داخلي(اينترانت) اشاره کرد.
بنابراين، براي مديريتاطلاعات درون سازماني در ابتدا بايد حوزه هاي اصلي کار را تعيين کرد و بهنياز سنجي هر يک از اجزا سازمان پرداخت تا بهترين فناوري موجود برا ساسنيازها و ظرفيتها تامين شود. شبکه ها به عنوان شاهرگهاي تجارت نوين وابزار اساسي استفاده اشتراکي از اطلاعات و برقراري ارتباطات درون و برونسازمانياند. انتخاب سيستم هاي شبکه اي نيز با توجه به تعداد کاربران وامکان دسترسي سريع آنها به بانک هاي اطلاعاتي صورت مي گيرد. تصميمات وکارهايي که بايستي در انتخاب وراه اندازي شبکه هاي درون سازماني توسط مديرانجام شود در مورد تعداد کاربراني است که بايد با شبکه مرتبط باشند که دراين صورت سطح گسترش شبکه بر حسب تعداد کاربران تغيير مي کند.
در بُعدنرم افزاري يک مدير بايد از برنامه هاي نرم افزاري مختلف اطلاعات کافيداشته باشد و بتواند برخي از آنها را در اجراي کارهاي خود مورد استفادهقرار دهد. اين قابليت، مدير را در انتخاب برنامه هاي نرم افزاري مورد نيازسازمان بسيار کمک خواهد کرد. نوع نرم افزارهايي که يک مدير در فعاليتهايسازمان خود استفاده مي کند بستگي به ماهيت سازمان دارد. ولي دركل آنچهاهميت دارد اين است كه مديران بايد از نرم افزارهايي كه توسط سازمانهايمختلفي مورداستفاده قرار گرفته و امتحان شده بهره بگيرند.
با استفادهاز برنامه پست الکترونيک مي توانيد پيامهاي مورد نظر خود را تهيه ارسال،دريافت ، ذخيره سازي و مديريت کنيد. بهترين شيوه براي راه اندازي و اجرايپست الکترونيک در هر سازماني استفاده از يک رايانه مرکزي براي مديريت نامههاي الکترونيک داخلي و کنترل دائمي ارتباط دائمي يا تلفني با اينترنت است.بسياري از سازمانها بدون توجه به مشکلات ارتباطات الکترونيک و بدون ارائهآموزشهاي لازم به کارکنان اقدام به نصب و راهاندازي پست الکترونيک ميکنند. مديران سازمانها بايد توجه داشته باشند که در دنياي ارتباطاتالکترونيک همان قوانيني حکمفرماست که در انتشار قراردادها و ادعانامه هايمکتوب حاکم است بنابراين، يک اشتباه ميتواند خسارتهاي فراواني به بارآورد. در بُعد سخت افزاري مديريت سازمان مي تواند مهمترين و موثرترين نقشرا در توسعه توانمنديهاي سازمان را در بستر فناوري اطلاعات و ارتباطاتفراهم کند.مدير سازمان بايستي با توجه به نيازها و بدون در نظر گرفتنتجملات بهترين و کارآمد ترين ابزارهاي سخت افزاري مورد نياز در سازمان رامورد گزينش قرار دهد در انتخاب ابزارهاي سخت افزاري مدير سازمان به علاوهنيازسنجي حال حاضر بايد در برابر هزينه اي که متحمل مي شود نياز هاي آتيرا نيز مد نظر قرار دهد يکي از بهترين راهها در انتخاب ابزار مشاوره باکاربران سازمان است. بسته به اينکه چه کساني در چه زماني و چه مکاني وبراي چه کاري از اين ابزارها استفاده مي کنند نوع ، کميت و کيفيت ابزارهاقابل تغيير خواهد بود.
به طور معمول سخت افزارهاي رايانه اي پس از يکسال از گارانتي توليد کننده خارج مي شوند و از آن پس تضمين سلامتکاردستگاه با خود مشتري خواهد بود و به همين دليل در هنگام تجهيز سازمانبه رايانه و کلاٌ هر يک از ابزارهاي فناوري ارتباطات و اطلاعات خريد ازشرکتهاي معتبر الزامي است. در ادامه لازم است تا مدير پس از خريد و راهاندازي هر يک از اين ابزارها در سازمان شناسنامه سخت افزارهاي موجود راتهيه کند تا در موقع لزوم نسبت به انجام سرويس هاي لازم اقدام شود. يکي ازروشهاي توصيه شده در تعيين نوع سخت افزار هاي سازماني نيازسنجي نرم افزاريسازمان و سپس تعيين، تامين و ترکيب سخت افزار با بسته هاي نرم افزاريانتخاب شده براي هر يك از اجزاي سازمان است.
به عنوان مثال مدير بايدتشخيص بدهد در بخش گرافيک سازمان با توجه به نوع نرم افزارهاي موجود به چهترکيبي از سخت افزارها نيازمند است. مطمئناً اين نوع نگاه در انتخاب سختافزار در حذف هزينه هاي زائد نقش موثري دارد نمونه هايي از سخت افزارهايمتنوع را به عنوان مثال ذکر مي کنيم. تصميم گيري در مورد اينکه در هريک ازبخشهاي سازمان شما از چه مانيتوري استفاده شود از عوامل به ظاهر ساده وليمهم هستند که مي توانند ضمن افزايش راندمان کاري سازمان در کاهش و حذفهزينه هاي غير ضروري موثر باشد.

نتيجه گيري
بايد گفت که بسترسازي مطلوب براي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در ساختار سازمانينيازمند شناخت کافي و نگرش مثبت مديران به ضرورتهاي حضور اين پديده درروند فعاليتهاي سازمان است. با وجود اين، شناخت يک مدير در ابتداي پروسهبستر سازي فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان خود بايد آيين نامه ها وقوانين درون سازماني را تهيه، آزمايش و ابلاغ كند. اين آيين نامه هاياجرايي فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان مي بايد با استانداردهايتعيين شده از جانب مراجع ذيصلاح و نيازهاي سازماني هماهنگ و همساز باشند.با توجه به اهميت نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در توسعه و گسترشفرايندهاي سازماني هر مدير پيشرو و آينده نگر ناگزير از انجام زمينه سازيهاي لازم و انجام مشاوره هاي علمي و فني با صاحبان دانش فناوري اطلاعات وارتباطات است. براي باقي ماندن مديران در عرصه رقابتهاي اقتصادي و حتيربودن گوي سبقت از ديگران بايد ابزارها و لوازم مختلف اطلاعاتي و ارتباطيبا ديدي روشن و گاهي کامل از نياز هاي سازمان تا مين و راه اندازي شوند.