ـ”ژن به ژنه "
زن به زن یعنی کالایی به نام زن دادن و کالایی مشابه را گرفتن. زن به زن یعنی تداوم جریانات اولیه اقتصادی، یعنی مبادله پایاپای. قبل از اینکه موردی برای تحکیم ارتباط بین طایفهها باشد، تلاش برای از دست ندادن نیروی کار است. در جوامع روستایی ـ کشاورزی وجود عضوی برای کار در مزرعه و یا ادارة امور مربوط به دامداری خیلی حیاتی است. این چنین جامعهای قبل از هر چیز ارجحیت را به فرزند ذکور میدهد ولی از نقش فرزندان و نیروی کار اناث غافل نمیماند و حاضر نیست آنرا به راحتی از دست بدهد و در اختیار دیگری قرار دهد. وقتی عضوی از یک خانه برود، باید عضوی دیگر جایگزین آن شود. این تفکر هنوز هم در بین نسل کهن این جوامع قوت دارد و به سختی با ازدواجهای بدون جایگزین و یا اصطلاحاً عشقی کنار میآیند. این تفکر در گذشته منجر به شکلگیری سیستم ازدواج به طریقه «ژن به ژنه» شده است که خوشبختانه با هوشیاری افکار جمعی و نیز آگاهی خود دختران در حال ریشه کن شدن است. هرچند که هنوز هم موارد محدودی را میتوان دید.
وقتی دختران و پسران به سن ازدواج میرسند، خانواده و مخصوصاً پدران آنها توافقاتی به عمل میآورند و اغلب بدون توجه به سن و رضایت دختران و پسران در مورد آنها تصمیمگیری میکنند. ازدواجهای این شکلی برخلاف ادعاهایی که مردمشناسان و جامعهشناسان در مورد کارکرد تحکیمبخش آن میکنند، نمودی کاملاً اقتصادی دارد و به منظور حفظ نیروی کار انجام میپذیرد. طبق شنیدهها و گفتهها حدود 50 درصد این ازدواجها به طلاق و دعواهای خانوادگی ختم میشود و هیچ رگهای از ازدواج موفق را نمیتوان در آن دید. و میتوان آن را ازدواج «زورکی» نامید.
به طور کلی زن به زن یک مبادله پایاپایی است که از طرف جنس مذکر ترتیب داده میشود، حتی شکل خریدن وسایل عروس و جهیزیه هم، از طرف هر دو خانواده یکسان است، در چند سال اول زندگی هرگاه یکی از دختران به خانه پدری بیاید، دیگری هم به خانه پدر خودش میرود. معمولاً در این سیستم ازدواج دو طرف که با هم قرار خویشاوندی از طریق «زن به زن» را میگذارند در یک سطح اجتماعی و اقتصادی هستند و به هیچ عنوان نمیتوان به آن ازدواج فرودست با فرادست و یا برعکس را القا کرد. در حالیکه در فرار کردن ممکن است هر دو حالت پیش بیاید.
خواستگاری، عقد و ازدواج دو طرف که با هم «زن به زن» میکنند در یک روز انجام میپذیرد. یعنی همة مراحل این ازدواج به صورت مشترک برگزار میشود، مهریه هر دو طرف هم دقیقاً مثل هم است. این نوع ازدواج از ضریب اطمینان خیلی کمی برای تداوم زندگی مشترک برخوردار است. چرا که عمل ازدواج بدون توجه به نیازهای دختران و بدون خواهش آنان انجام میگیرد و این در حالی است که قرار است دختر در خانه شوهر زندگی کند نه پدر و برادر دختر. به همین دلیل دختران نارضایتی خود را به شیوههای گوناگون ابراز میدارند. گاهی با قهر، گاهی با دعواهای همیشگی در خانواده و گاهی با درخواستهای غیرمنظقی ولی از همه مهمتر، واکنش این طیف از دختران را میتوان در پدیدة «ردو که وتن» دید. یعنی زنی که به زور به عقد یک مرد که دوستش ندارد، درآمده، با مرد مورد علاقة خود فرار میکند. رسم «زن به زن» تا سالهای اخیر در بین مردم کرد رواج داشت ولی آگاهی عمومی شکل گرفته از ارتباط با دنیای خارج، و نیز تحت تأثیر فرهنگی که از تلویزیون تبلیغ میشده است، این رسم را به نحو چشمگیری کم رنگ کرده است. شعرای محلی و خوانندگان محلی با سرودن و خواندن آهنگهایی در مذمت و عواقب وخیم این رسم، کمک شایانی در ریشهکن کردن آن کردهاند تا جایی که امروزه دختر به خود اجازه رد درخواست پدر و برادرش را میدهد و میتواند برای آیندة خود تصمیمگیری کند.
در اینجا، پس از ذکر این مقدمه، که یکی از ریشههای عمدة «فرار کردن دختران» است، به اصل موضوع فرار کردن از منظر خانوادة دختر و خانوادة پسر میپردازم و دلایل چگونگی انجام این عمل و نیز فرایند آن را مورد بررسی قرار میدهم.


LinkBack URL
About LinkBacks
پاسخ با نقل قول
