وقتی چيزی مثل راهنمايی و هدايت از درون شما سرچشمه میگيرد، حس آن ازناحيه شکم و ناف بالا میآيد. در اين حالت حس کردن گرما و جريان از اينقسمت براحتی ممکن است. وقتی موضوع در حد ذهن باشد انگار که کاملاً سطحیاست. در اين حالت حس آن فقط در ناحيه سر دريافت میشود و بعد از اينجاستکه به پايين حرکت میکند. وقتی ذهن شما برای موضوعی تصميم میگيرد، بايدبرای به تحقق در آمدن آن زور بزنيد و انرژی را به پايين بفرستيد تا اتفاقیبيفتد. اما وقتی مرشد درونی شماست که تصميم میگيرد، در اين حالت چيزی ازدرونتان میجوشد و بيرون میزند. در اين حالت هدايت به صورت موجی از دورنبه سوی مغزتان حرکت میکند. ذهن فقط پيام را دريافت میکند اما پيام ازخود ذهن صادر نشده است. پيام از جايی که ماوراء ذهن است آمده. برای هميناست که در بسياری از موارد ذهن از آن ترس دارد.

بنابراين وقتی بامشکلی مواجه هستيد، و برای تصميم گيری دچار ترديد شدهايد، به موضوع فکرنکنيد. فکر کردن چيزی را حل نمیکند. بهتر است خود را در حالت بی فکریقرار دهيد و اجازه بدهيد تا مرشد درونی شما را هدايت کند. اوايل کار ممکناست نوعی حس ناامنی و ترس در وجودتان هويدا شود. اما آرام آرام وقتی هرباربه نتيجه درست و صحيح دست پيدا کرديد، میتوانيد اميد و عزم لازم برایدريافت پاسخ و هدايت را کسب کنيد. به ياد داشته باشيد که دليل آوردن برایهرموضوعی نوعی غرور ذهنی است. دليل آوردن باور کردن کم و کاستیهای درونخودتان است. لحظهای که عميق به درون خود سفر میکنيد اجزاء هستی و آگاهیکيهانی در وجودتان سير و شما را هدايت میکند. وقتی با هدايت درونی خودهمراه شويد، همه چيز ساده میشود، وقتی با فکرتان به جلو میرويد، فقطموضوعات را پيچيدهتر میکنيد و خودتان هم درست نمیدانيد که چکارمیکنيد. ممکن است خودتان را خيلی هوشمند و فهميده فرض کنيد ولی باور کنيدبا افکار مغشوش و بهم ريخته اصلاً چنين نيست.

به ياد داشته باشيدکه بصيرت قوی از قلب سرچشمه میگيرد نه از ذهن. در مواقع گير کردن درمشکلات ذهن را کنار بزنيد. بی ذهن و بی سَر شويد. حتی اگر مرشد درونی شمارا به سوی خطر ببرد به همان طرف حرکت کنيد چون اين خطر راه رشد شما است وشما در آن به بلوغ میرسيد. فقط با قدرت به جلو برويد
كتاب رازها(اوشو)