چيزي كه معلوم شده و از گفته هاي ارواح و ياكساني كه به طور موقت برون فكني نموده اند استنباط مي گردد اين است كهكساني كه به طور طبيعي روح از جسم آنها خارج شده ( چه موقت و چه دائم ) دريك حالت آرام و لذ تبخش و توام با سرور و شادي بوده اند و هرگز راضي بهبازگشت دوباره به بدن خاكي نبوده اند ولي يك نيروي قوي آنان را بازگردانده است و كساني كه بر اثر حوادث ناگهاني مثل تصادف و سقوط و انفجار وغيره روحشان خارج گشته ويا در اثر خودكشي قهرا روح را خارج نموده اند روحدچار رنج و مشقت فراوان مي گردد كه بعضي از ارواحي كه با انتحار از ايندنيا رفته اند در ارتباط با زميني ها گفته كه : در يك سراشيبي تند در حالسقوط كردن هستيم و از اين بابت رنج عجيبي تحمل مي نماييم از همه بدتراينكه هيچ نمي دانيم اين سقوط تا كي و تا كجا ادامه دارد و انتهاي آن مشخصنيست .
روح ديگري اظهار داشته بود كه : مثل جنين كه در شكم مادر مچالهشده است مچاله شده ام و در يك ظلمت غير قابل توصيفي فرو مي روم . و انواعرنجهاي مختلف كه انتحار كنندگان متحمل مي شوند چرا كه خلاف ناموس طبيعت وقانون الهي نظم حاكم بر ارگانيزم بدنشان را كه جزئي از طبيعت بوده به همزده اند و روح رابا زور و خلاف قانون الهي از جسم و بدن خاكيشان خارجنموده اند.


منبع: سايت " فرشاد7 "
نوشته: فرشاد