ميدانيم روح از عالم خاك به مرگ جسم از آن خارج شده وبدنياي روح منتقلميشود نيروي شعور انسان با از هم پاشيدگي اعضا ء بدن و مغز از كار مي افتدولي در مقابل احساس انسان بي اندازه قوي ميشود و روح رنج و ناراحتي را بيشاز عالم جسماني احساس مي كند در هنگام مرگ چنانكه گفتيم عقل وادراك از كارمي افتد شخص متوجه نيست كه چه بر او مي گذرد و از اينكه روح از بدنش جدامي شود بي اطلاع مي باشد ء حالات روحي انسان در لحظات مرگ و پس از مرگشباهت زيادي به خواب و رؤيا دارد زيرا در هنگام خواب هم قواي عاقله موقتااز فعاليت مي افتد و آنچه را انسان در خواب مي بيند حقيقت پنداشته و خيالمي كند واقعيت دارد

لازم به توضيح است عوالم روحي محدود نبوده و تابي نهايت يكي پس از ديگري وجود دارد مي توان عوالم مختلف روحي را در سهموضوع خلاصه كرد

1-عالم برزخ يا عالم تصفيه
2-عالم احساس
3-عالم عقلاني
آريوقتي روح از بدن جدا مي گردد و عالم جسماني را ترك مي گويد وارد عالم برزخمي شود نوعي رنج و الم و سرگرداني حتي گيجي به روح دست مي دهد و در اينعالم تصفيه بر حسب اعمال شخصي كه زمان توقفروح در حالت برزخي است با تحملريج وعذاب آلودگي و صفات زديله از بين مي روند نوع تصفيه در مورد ارواحپست يا متوسط خوب فرق مي كند و بستگي به نوع رفتارشخص در جهان مادي داردمدت اقامت روح در عالم برزخ براي ارواح پست طولاني خواهد بود پس از آزاديروح از عالم تصفيه وارد عالم احساسات مي شود در عالم احساسات هم روح ازمرگ خود خبر ندارد و نمي داند از عالم جسماني به عالم روح انتقال يافتهاست . و تماسهائي كه با اين نوع ارواح وسيله ميز گردو مد يوم گرفته شدهحاكي از اينست كه شخصي مي گويد نمرده ام و خيال مي كند هنوز در عالمجسماني قرار دارد. فرد درحال احتضار با ارواح ديگري كه طي دوران حياتش باآنها اشنايي يا قرابتي داشته برخورد مي كند.اين ارواح در آن نقطه حضور مييابند تا در كار انتقال دوح فردي كه به تازگي در گذشته است به عوالممارواء حيات مارن كمك و ياري مي نمايند.روح فردي كه به تازگي از جهان ماديرحل عزيمت گزيده
است مورد شناسائي دوستان و كساني قرار مي گيرد كه طي دوران حيات پس
ازمرگ با وي آشنايي داشته اند ... و در اين نقطه افراد مذ كور اطلاعاتي درخصوص اوضاع و احوال حيات جاودانه روح در اختيار وي قرار ميدهند.



منبع: سايت " فرشاد7 "
نوشته: فرشاد