رمز سفر روح ، جدائي روح از بدن از 3 اصل اساسي تشکيل ميشود . سه پايه مثلث اين اصول عبارتند از : 1- تفکر 2- نور 3-صوت
هريک از اين سه داراي نقشي در ترک ارادي بدن و بازگشت به آن مي باشد تا وقتيشما يي که به سفر روح به اراده خود علاقه داريد ، تا زماني که با اين سهعنصر اساسي آشنائي نداشته باشيد و آنها را مجموعه اي از وسائط به کارنگيريد موفقيت شما به سه جهان قابل روئت محدود خواهد شد تفکر آن اصلي کهبه عنوان فعاليت ميشناسيم توسط قوه تخيل به انجام ميرسدبا قرار دادننيتمان در موقعيت يا عملي خاص ، کالبد هاي دروني مان در محدوده سه جهاناول دنباله روي فکرمان خواهند بود منظور از سه جهان اول سه جهان بعد ازجهان مادي است که به ترتيب عبارتند از جهان اثيري جهان علي و جهان ذهني باقرار دادن نيت روي هر يک از اين کالبدها فکرمان در همان موقعيت و محدودهايجاد شده و سفر در يکي از اين 3 جهان پايين آغاز مي شود نيت اصلي در اينسفر اين است که با يک سفير روح ( اساتيدي که قادرند با سهولتي آشکار ازميان طبقات مختلف بگذرند و به جهان هاي بالا برسند يا فرشتگان ) که ميتوانندما را در کسب تجربه در حالت خارج از بدن ياري دهد ارتباط برقرارکنيم .
دومين بخش به نور هستي مربوط ميشود ، طبيعت حقيقي اين پديده دراين است که براي آناني که به اندازه کافي خوشبخت هستند که نور را در شکلخالصش دريافت کنند ،خرد. عشق و برکت به ارمغان مي آورد . اين نور اغلب بهصورت يک شعله گلي رنگ مانند ردائي به دور شخص که به عنوان کانال انتخابشده ميپيچد. نهايت ديگر آن به صورت درخشندگي تابناکي است که خود را به دورشخص ميپيچد نور خدا ، هنگاميکه خود را از طريق روح در يک فرد ملاقات ميکند ، تبعيض قائل نمي شود . اين نور بر هر کسي که باز بوده و آمادهدريافتش باشد جلوه ميکند .
صوت سومين و مهمترين بخش از اين سه اصل استصوت تم اصلي تمام اديان و نيروي آفريننده و حفظ کننده تمام جهان ها ، ازجمله جهان مادي است . اين صوت مترادف ،همه آن چيزي است که خداي تعالي هستو همه آنچه در تمامي جهانها انجام ميدهد ثابت شده. (صوت براي تمام موجوداتتاثير دارد حتي گياهان ) (( در برخي مناطق براي رشد بهتر گياهان استفادهميشود از نظر علمي نيز ثابت شده تنها از طريق اين صوت است که هستي خدا وهستي تمام هستي معنا دارد اصلا فقط يک جريان صوتي وجود دارد و هرچه هست ونيست تنها همانست ))) به عبارتي ديگر صوت تمامي وجود الهي در عمل است وتمامي خصوصيات او را در بر ميگيرد . از طريق نور و صوت است که روح کلميتواند خود را برآگاهي انساني متجلي کند هنگاميکه وجدان معنوي ( آگاهيمعنوي) در يک شخص بيدار شود به خصوص اگر شخص فن سفر روح را بلد باشد قادربه شنيدن جريان صوتي خواهد بود و هنگاميکه آن را احساس کند قدرت خدا رااحساس کرده اين صدا در واقع خداي تعالي است که خود را در صورتي قابل ديدنو شنيدن متجلي ميکند.( مانند الهاماتي که بعضي مواقع براي شخص اتفاق ميافتد در واقع نور هم تجلي مرئي صوت است که ما قادر به ديدن آن باشيم .جريان، فقط جريان صوتي است و بس هنگاميکه شخص قابليت سفر روح را در خودتوسعه دهد گوش معنوي او قادر به شنيدن صدا شده و از آن لحظه تزکيه ذهن وروح او آغاز ميشود. اينها سپس براي دريافت نوسانات بالاتر پاک خواهند شدکسيکه قابليت سفر روح را دارد مي تواند با نشستن در سکوت و به حالتاستراحت مطلق در آوردن خود آن را تمرين کند وقتي اين تجربه در چندين جلسهتمرين ادامه پيدا کند تمرين کننده درميابد که صدا توسط گوش درون کم کمشنيده خواهد شد و نور در پيش چشم هاي معنوي شروع به ظاهر شدن خواهد کرد .رسيدن به اين مرحله به تمرين نياز دارد البته روش هاي سريعتري نيز وجوددارد ممکن است براي شما اتفاق افتاده باشه وقتي چشماتون رو بستين و دارينفکر ميکنين يه نوري رو ببينين که اول به جلو ميره بعد رنگ عوض ميکنه بعدشروع به رفت و برگشت ميکنه اگر هم نديديد ميتونيد يه بار امتحان بکنيد ضررنميکنيد اين سه اصل بايد باهم يکي شوند فکر – نور- صوت.
نفس برتر ماهنگاميکه خارج از بدن است با سطوح عظيمي از نور برخورد پيدا ميکند اما اوميتواند توسط فکر –فعل جهان هاي ديگر-در هر کجا مايل باشد گذر کند زيرا کهآن تمايل ( يا خواسته ) با آنچه فکر دستور ميدهد مطابقت خواهد داشت ايناصول جزئي از درون روح انسان خواهد شد و ميتواند براي جنبه هاي انتفاعيخود انسان يا براي يک نياز جهاني در ميان همنوعانش مورد استفاده قرار گيرد.صوت اصل اساسي در سفر روح است به عبارتي سنگ طاق معماري تمام جهان درتماميتش ميباشد .