.تمرکز از راه ذکر و عرفان
نماز، ذکر و تمامي عبادتها به ويژه هنگاميکه با حضور ذهن و توجه عميق و آگاهي ذهني برگزار شوند، تمرکز فکري عالي رابه دنبال دارند. صرفنظر از ارج و مقامي که براي انجام عبادات، در مکاتبالهي در نظر گرفته شده است، اين اعمال تمرکز فکري ملموس و قابل توجهي رانيز به دنبال دارند و هر کس به راحتي مي تواند چنين تمرکزي را حس و تجربهکند. اساساً تمام اعمال عبادي انسان، وقتي در درگاه الهي مقبوليت پيدا ميکند که روي آن فکر و تمرکز وجود داشته باشد.



پيامبر اسلاممي فرمايند: "يک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است." ذکر و عبادت باتوجه، پريشاني و شدت فکر را به کلي از بين مي برد و ذهن و جسم را پالايشمي کند، ضمن آن که آرامش فکري عميقي را به دنبال دارد. شما اگر افراد عابدرا مورد توجه قرار دهيد مي بينيد که عموماً داراي تمرکزي فوق العاده وآرامش روحي عميق هستند.

ذکر

ذکر که امروزه مکاتب هندي،بوداييها و يوگيها از آن به عنوان "مانترا" نام مي برند ريشه اي عميق درعرفان کهن دارد. مي توان گفت تمامي اعمال عبادي انسان به يک طرف، ذکر درطرف ديگر. اولين تأثيري را که ذکر ايجاد مي کند ، تأثيري است که بر آرامشذهني و فکري دارد. خداوند در قرآن کريم مي فرمايد: با ذکرخدا، همه آرامش واطمينان قلبی ايجاد مي شود و بيان مداوم يک ذکر باعث فرو رفتن در لايههاي عميق تر مغز و ارتباط با منشأ فکر و شعور خلاق مي شود و اين منشأ فکربه مثابه همان قسمتهاي عميق درياست که از سکوت و سکون فراواني برخورداراست. تأثيرات ذکر چنان فراوان است که هر عابد و سالکي که به سير و سلوکمشغول است، قبل از همه، رسيدن به آرامش معنوي را از طريق ذکر فراوان جستجومي کند.
خداوند در قرآن همچنين مي فرمايد: "اي کساني که ايمان آورده ايد، فراوان ذکر خدا را بگوييد."

روشمديتيشن يا مراقبه که توصيه مي کند واژه اي بي معنا را بگوييد تا در اينبي معنايي تفکري ايجاد نشود و شما سريعتر بتوانيد با شعور خلاق و آگاهيعميق، مرتبط شويد، در مقايسه با ذکر در عرفان کهن، شيوه اي ناقص است که به تفاوت اين دو و برتري عبادت و ذکر بر مراقبه و مديتيشن مي پردازيم.

مراتب ذکر

مرحومفيض مي گويد: "به طوري که ارباب معرفت گفته اند، ذکر را چهار مرتبه است:نخست آن که ذکر بر زبان آيد، دوم آن که علاوه بر زبان، قلب نيز ذاکر ومتذکر شود، سوم آن که ذکر خدا چنان در قلب ذاکر جاي گيرد و بر آن مستوليشود که بازگيري توجه قلب از آن مشکل باشد و چهارم آن که بنده خدا يکسره درذکر غرق شود به طوري که ديگر نه به ذکر و نه به قلب خود توجه دارد." چنانکه ملاحظه مي کنيد ذکر در همان مرحله نخستين، با مراقبه منافات دارد. درمديتيشن، صورت مانترا را مدام در ذهن تکرار مي کنند و مطلقاً لب و زبانتکان نمي خورد. حتي به مراقبه کنندگان توصيه مي کنند که مراقب باشندزبانشان تکان نخورد. حال آن که در ذکر عرفاني، ذکر الزاماً بايد بر زبانجاري شود. شايد اين به همان موضوع تلقين به نفس بر مي گردد، اگر تلقين بهنفس با زبان انجام شود و در ذهن به آن فکر کنيم، آمرانه تر و تأکيدي تر ميشود و در ناخودآگاه بهتر نفوذ مي کند. هميشه تلقين به نفس با صداي بلندنسبت به تلقين ذهني، برتري و ارجحيت دارد. در مرحله دوم، مراقبه واقعيشروع مي شود. شخص بايد مواظب باشد که فکرش به جايي ديگر نرود و تمام قلبشمتوجه ذکرش باشد.
عرفا مي گويند: مهمترين و دشوارترين مرحله فکر، همينمرحله است. مسلماً وقتي شما مي خواهيد تمام توجه خود را متوجه ذکر خودکنيد، مدام حواستان پرت و متوجه چيزهاي ديگر مي شود. اينجا بايد فوراًبرگرديد و به ذکر خود معطوف شويد و در اين توجه قلبي به ذکر و برگشت فکريبه آن بسيار مداومت کنيد. هرگز نبايد به ذهن خود اجازه پريشاني و پرسه زدندر هر سو بدهيد. دومين نقص مديتيشن اينجاست که شما هنگام بيان مانترا بهفکر خود اجازه مي دهيد که به هر سو برود. نه از فکر جلوگيري مي کنيد و نهمجازيد متوجه مانترا باشيد. سومين مرحله، مرحله اي است که در آن شخص چناندر ذکر خود فرو رفته که برايش مشکل است به چيز ديگري فکر کند.
اينمرحله نشانه آن است که شخص کم کم به لايه هاي عميق تر مغز و به آن آگاهيخالص و ناب دست يافته است. پس از آن مرحله چهارم است که شخص کاملاً در ذکرخود غرق مي شود و اين غرقه شدن چنان است که همان واژه ذکر مي تواند حجابذاکر شود. يعني اين که خود واژه، بي معنا و بي مفهوم مي شود و شخص در معنيواقعي آن جاري مي گردد. ذکر تنها وسيله اي براي جاري شدن در يک مفهوم استو تمامي مفاهيم و معاني عميق در عمق ناخودآگاه ما نهفته است. اينجا همانمرحله اي است که در مراقبه مي گويند نه فکر وجود دارد و نه مانترا. در اينمنشأ فکري و اين شعور خلاق و آگاهي ناب همه چيز نهفته است. عشق الهي، محبتبيکران، روشن بيني، خلاقيت، شفا، رشد، تکامل، ثروت، توانگري، صميميت،تفاهم، قاطعيت و . . .

يک تفاوت بزرگ ديگر

يک تفاوت اساسيدر مديتيشن و عرفان، تفاوت در مانترا و ذکر است. مديتيتورها مي گويند:مانترا بايد بي معني باشد تا تفکري ايجاد نشود و ارتباط، سريع باشد. عرفامي گويند: بايد در ابتدا معني دار باشد، جهت دار باشد، هدف دار باشد، و پساز تکرار فراوان، ذکر، خود به خود حذف مي شود و شخص از واژه دور مي گردد.آنها که اهل مراقبه اند مي گويند فرآيند پالايش خود به خود صورت مي گيرد وشخص به پاکي درون مي رسد. آنها که اهل تصوف و عرفانند، مي گويند ابتدابايد معني و تفکر باشد تا القاء انجام شود تا پيامهاي مثبت به درونفرستاده شود و بعد از آن اين مثبتها به مبارزه با منفيها برخيزند و درونبه اين صورت پالايش و پاک شود.
همه اينها را نه براي آن گفتيم کهمديتيشن را نفي کنيم بلکه خواستيم متذکر شويم که مراقبه يکي از دهها تکنيکمؤثر و نتيجه بخش در ايجاد آرامش و تمرکز است اما در مقام مقايسه با ذکرعارفانه، ذکر، کاملتر و مؤثرتر است. ممکن است عبادت و ذکر براي شما نتيجهسريع ندهد. اين يا به آن دليل است که شما از ذهن و قلب خود براي توجهمراقبت نمي کنيد و يا اين که هنوز پالايش نشده ايد. تمرکز و روشن بيني ازيک درون پاک و تصفيه شده بسيار آسان تر است تا يک درون آلوده، مضطرب ومنفي. در ذکر نيز مانند مراقبه بايد بدون انتظار تمرين کنيد. حتي به قصدرسيدن به آگاهي درون و آرامش خلاق و تمرکز فکر، نبايد اين کار را انجامدهيد. اينها همه نتيجه جنبي ذکرند که خود به خود پديد مي آيند. هرچه بيشتردر ذکر خود مداومت کنيد و روزهاي متوالي را به آن مشغول شويد، نتيجه بهترو بيشتر مي گيريد. آخرين تفاوت ذکر و مراقبه اين است که در مراقبه ميگويند: روزي دوبار و هر بار بيست دقيقه تمرين کنيد اما در ذکر شما پاياننداريد.
پيامبر اکرم مي فرمايند: "هر چيز را حد معيني است مگر ذکر راکه در آن حد و پاياني مقرر نگرديده است." ذکري که شما بر زبان مي آوريد ميتواند هر يک از اسماء الهي باشد.

وضعيت لوتوس

براي تنفس دريوگا، براي به مراقبه نشستن در مديتيشن و براي ذکر گفتن در عرفان، همه وهمه يک وضعيت مشابه توصيه مي شود. اين وضعيت يک وضعيت کاملاً ساده است کهغالباً در نزد يوگيها به وضعيت "لوتوس" موسوم است. در وضعيت لوتوس، شماچهار زانو مي نشينيد، طوري که کف پا با سطح داخلي ران پاي مخالف در تماسباشد. ستون فقرات کشيده است و مستقيم و صاف مي نشينيد. وضعيت دستها متفاوتاست: يوگيها مچ دست را روي زانو مي گذارند و انگشت سبابه را با شست ميگيرند و سه انگشت ديگر را آزاد مي گذارند. در برخي از انواع مديتيشن، دسترا جلوي شکم قرار مي دهند طوري که ساعدها روي ران پا باشد و چهار انگشتدست چپ را روي انگشتان دست راست قرار مي دهند. عرفا دستان خود را از ساعدروي ران پا مي گذارند و کمي از هم فاصله مي دهند طوري که کف دست به سمتبالا باشد و در اين حالت وضعيت معمول دعا کردن را به خود مي گيرند.
منبع: وبلاگ متافیزیک