حسن عابديني*

خط مشي هر بنگاه خبري که شامل انواع رسانه هاينوشتاري، گفتاري و ديداري است، براساس سه ضلع يک مثلث که مخاطب محوري،ديدگاه مديران و انتظار سهامداران است، شکل مي گيرد.

عموم رسانههاي موجود يا خصوصي هستند، يا عمومي يا دولتي. در اين ميان رسانه هايدولتي مجبورند سياست هاي دولت شان را در مطالب منتشره انتقال دهند و خلافسياست حکومت ها و دولت هايشان عمل نکنند. ممکن است مïر سياست دولت نباشدولي در هر حال غير از آن نمي توانند عمل کنند. رسانه هاي خصوصي هم کهبيشتر در دسته سرگرمي قرار دارند بيشتر به مخاطب گرايش دارند و بر مخاطبمحوري تکيه دارند. آن دسته هم که عمومي هستند، تلاش مي کنند بينابين حرکتکنند، هم سياست نظام حاکم را در نظر دارند و هم مخاطب محوري را.

اما در اين دسته بندي ها، رسانه هاي خاورميانه(دو رسانه خبري عمده الجزيره و العربيه) در گروه دولتي قرار مي گيرند.

العربيهوابسته به نظام سعودي است و نمي تواند مغاير با سياست هاي عربستان سعوديدر خاورميانه عمل کند. بهتر بگوييم نه تنها نمي تواند مغاير با سياست هايدولت متبوعش باشد که بسياري اوقات مروج سياست هاي عربستان در منطقه است.کافي است ما شرايط و نوع تعامل العربيه را در رويدادهايي مثل پيروزي حماس،حزب الله، جنگ 33 روزه يا مرور اخير اجلاس دوحه يا حتي موضوع مربوط بهعراق درنظر بگيريم تا ببينيم با سياست هاي عربستان سعودي کاملاً منطبقاست. به طور مشخص بگويم تنها شبکه عرب زباني که شهداي فلسطين را به عنوانکشته مي خواند، العربيه است. اين مساله نشان دهنده ديدگاه آن رسانه است.

يابه طور مثال در بحث تحولات جديد، از عنوان کودتاي حزب الله در اين شبکهتلويزيوني استفاده شد و تمام تلاش اين بود تا از 14 مارس حمايت و بامقاومت ضديت شود. بنابراين نمي تواند اين سياست کل العربيه باشد لذا مانمي توانيم بگوييم يک خبرنگار نمي تواند خارج از «استايل بوک» يا مرامنامهشبکه و خط مشي سياسي رسانه خود عمل کند و اين يک اصل پذيرفته شده است. اماالجزيره در چارچوب سياست هاي خود تلاش کرده حرفه يي تر عمل کند. مثلاً درمساله لبنان تلاش مي کرد ديدگاه هر دو طرف را مطرح کند. البته به صورت کليقطر با سعودي ها اختلاف عقايدي دارد و در مسائل خاورميانه ديدگاه الجزيرهبا العربيه متفاوت است. به طور مثال در مورد لبنان بحث دوحه را امير قطرارائه کرد و عربستان نتوانست اين کار را بکند، بنابراين اين رسانه ها درحوزه خاورميانه سياست هايشان مشخص است و مي شود پيش بيني کرد که در هر يکاز موضوعات چه ديدگاهي را مطرح مي کنند. مثلاً الجزيره که در موضوع فلسطينبه مقاومت نزديک است، در مساله عراق جنگ طائفي را با توهين به آيت اللهسيستاني يا تشيع دامن مي زند که البته به همين دليل هم از عراق اخراج شد.پس يعني رسانه ها در چارچوب سياست هاي دولت شان عمل مي کنند اما چون حرفهيي تر عمل مي کنند، کمتر از سوي مخاطب عام- نه کارشناسان- مورد انتقادقرار مي گيرند.

اين مثلث سه وجهي در مورد خط مشي بنگاه هاي خبري دررسانه هاي غربي هم حاکم است. به طور مشخص در خبرگزاري فرانسه قسمتي وجوددارد که تمام روزنامه ها و رسانه هاي موجود را رصد مي کند و اگر يک مورداعدام در ايران پيدا کرد، آن را منتشر مي کند، در صورتي که اعدام در سايرکشورها هم وجود دارد و اين اقدام تنها براي خدشه دار کردن دولت ايران است.پس نمي توانم بگويم اين خارج از سياست AFP است. يا مثلاً خبرنگار فاکسنيوز نمي تواند خارج از سياست ابلاغي شبکه خبري اش عمل کند. اين مساله درمورد سي ان ان و بي بي سي هم به همين صورت است. در مجموع بايد گفت نوعنگاه هر رسانه يي بر اساس منافعي است که دنبال مي کند که اين منافع ميتواند بحث مالي آن کانال باشد يا در چارچوب منافع يک بنگاه خبري باشد کهتلاش مي کند به عنوان بازوي ديپلماسي دولت خود عمل کند.